توجه:نگارنده در صدد نیست تا با بازکاوی اتهامات مطرح شده تصدیق یا تکذیب آنها را اثبات کند.
سخن اینکه شایسته ی نظامی که در آن رعیت ولی نعمت است این نیست که عموم مردم درچنین ابهامی بسر برند.
امیر المومنین علیه السلام در نامه ی 53 نهج البلاغه خطاب به مالک چنین می فرماید:(ترجمه) هر گاه رعیت بر تو بد گمان گردد، عذر خویش را آشکارا با آنان در میان بگذار(شفاف سازی کن) و با این کار از بدگمانی نجاتشان ده، این کار ریاضتی برای خودسازی تو و مهربانی کردن نسبت به رعیت است. این عذر آوری تو آنان را به حق وا می دارد.
بنظر سزاوار این است که مسئولان قوای سه گانه بخصوص قوه ی قضاییه به همراهی رسانه ها به شفاف کردن زوایای این مسائل بپردازند. در اینکه آقای پالیزدار به عنوان یک مفتری باید محاکمه شود شکی نیست لکن ضروری است با توجه به اینکه وی گفته برای ادعاهایش دلیل و سند و مدرک دارد، در یک فضای سالم و بدور از چالشهای سیاسی به ادعاهای وی رسیدگی شود تا حقیقت برهمگان روشن شود.
امیر المومنین علیه السلام در نامه ی 53 نهج البلاغه خطاب به مالک چنین می فرماید:(ترجمه) حق را به صاحب حق ، هرکس که باشد نزدیک یا دور بپرداز و در این کار شکیبا باش و این شکیبایی را به حساب خدا بگذار.گرچه اجرای حق مشکلاتی برای نزدیکانت فراهم آورد تحمل سنگینی آنرا به یاد قیامت برخود هموار ساز زیرا تحمل آن پسندیده است.
یا حق
باسمه تعالی
شرکت دلتاجلیل (DELTA GALIL)
زمینه ی فعالیت: پوشاک
نشان های وابسته: Playtex، DIM، Hugo Boss، Cavin Klein، Donna Karan، Ralph Lauren
داولاتمن يکي از دوستان نزديک ايهود باراک (نخست وزير پيشين اسرائيل) است. او دلتاجلیل را در سال ۱۳۵۴ در اسرائیل بنا نهاد هم اکنون مهم ترین سهامدار و مدیر آن است. سارالي (بزرگترين شرکت توليد کننده ي پوشاک دنيا) دومين سهام دار دلتا و شريک اصلي آن محسوب مي شود.
دلتا محصولات خود را به واسطه ي نشان شرکت هاي ديگر همچون مارکس و اسپنسر، پوما ، هوگوباس، کالوين کلين، نايک و ويکتورياسکرت به بازار جهاني عرضه مي کند.
لاتمن يکي از اهداف خود را تاسيس منطقه ي آزاد تجاري خاورمينه مي داند که اسرائيل در آن نقشي چون آمريکا در اتحاديه ي تجارت آزاد آمريکاي شمالي (نفتا) خواهد داشت.
دلتا بزرگ ترين توليد کننده ي پوشاک در سرزمينها ي اشغالي و يکي از برزگ ترين ها در سطح دنياست.
بخوانید چند خطی در مورد عشق
احساس جدايي يکي از شيرين ترين حالات زندگي انساني است زيرا در لحظه ي وداع است که دو دلداده به مرور تمام لحظات شيريني که با هم بوده اند مي پردازند:
کنا کزوج حمامة في ايک متمتعين بصحة و شباب
ما مانند دو کبوتر بوديم که در آشيانه مان زندگي مي کرديم و از نعمت سلامتي و جواني استفاده مي کرديم
ولي چون اين آخرين حس شيرين مشترک است و از طرفي هم پايان بخش تمام خوشي هاي گذشته ،جدايي را سخت و غير قابل تحمل مي کند.
واي که اگر اين دو دلداده هر دو عاشق و معشوق هم باشند و چه سختر اينکه جدايي نابهنگام و در همان عنفوان جواني باشد.آن زمان آنقدر بر مانده سخت مي آيد که در رثاي رفته اش چنين مي شود:
نفسي علي زفراتها محبوسه يا ليتها خرجت مع الزفرات
جان من وقف آه و ناله ها شده است (و گويي جز آه وناله کاري ندارم) اي کاش جان من همراه با آه و ناله از بدنم خارج شود.
و يا به قول آن دوست شاعرمان(علی اکبر لطیفیان):
آن شير مردي که علمدار خدا بود با چاه همدم مي شود وقتي نباشي
چقدر دنياي بدون فاطمه بي لذت و زجر آور است که استوار ترين مرد عالم را چنان مي کند که دنياي بعد از فاطمه برايش اينگونه مي شود:
لا خير بعدک في الحياة و انما ابکي مخافة ان تطول حياتي
بعد از تو در زندگي هيچ خيري نيست.گريه مي کنم از بيم اينکه مبادا بعد از تو زندگي ام طولاني شود.
و باز به قول همان دوست:
هر چند بي زارم ولي بايد ببينم دنيا چه رنگي مي شود با رفتن تو.
و چه غريبانه است وصف حال اين شير مرد غريب :
در خانه ي او پهلوي زهرايش ورم کرد
حق دارد او بالا نمي گيرد سرش را
بر شانه هاي آفتابي اش گرفته
مهتاب هجده ساله ي پيغمبرش را
دور از نگاه آسمان ها دفن مي کرد
در سرزمين ها سوالي همسرش را.
التماس دعا
-------------
پ ن: تمام اشعار فارسی سروده ی علی اکبر لطیفیان و در کتاب سه نقطه (مجموعه شعر آیینی) می باشد
باسمه تعالی
جناب رئیس قوه قضاییه فقط بگویید: چرا؟
توجه: این نوشته در پی بررسی مصادیق نیست بلکه تلاش نگارنده این است که با مرور اتفاقاتی ، تعیین ملاک کند.
این نمونه ها را بخوانید:
آقای محمودی:
وی در اوایل دوره ی اول ریاست آقای هاشمی شاهرودی (سال 78) ،به سمت ریاست حفاظت اطلاعات قوه ی قضاییه منصوب می گردد. وی در سال اول دوره ی دوم آقای شاهرودی (سال 83) از سمت خود عزل و به سرپرستی مجتمع امور اقتصادی منصوب می شود.سرانجام وی با فرار شهرام جزایری، از این سمت هم برکنار می شود.
آقای سهراب بیگ:
وی در سال 83 به سمت معاونت اجرایی رئیس قوه منصوب شد. قبل از این سمت، وی رئیس دادگستری خوزستان بود. پس از یک سال تصدی معاونت اجرایی رئیس قوه، در سال 84 از سمت معاونت اجرایی عزل و به ریاست دادگستری رشت منصوب می گردد. در حال حاضر وی منتظر صدور حکم بازنشستگی یا بازخریدی خود است.
آقای موحدیان:
وی تا سال 83 ریاست مجتمع امور اقتصادی را بر عهده داشت در سال 83 در پی یک اظهار نظر در یکی از کلاس های درسی دانشکده ی علوم قضایی، از سمت سرپرستی مجتمع عزل می شود . تا سال 86 خبری از ایشان نبود تا این که در سال 86 عضو کمیته ی 4 نفر ه ی بازرسی قوه ی قضائیه می شود و در اواخر سال 86 به سمت ریاست نهاد قو ه ی قضاییه منصوب می گردد.
***
حرف نگارنده این نیست که رئیس قوه حق ندارد عزل یا نصب کند بلکه سخن این است که رئیس قوه ملاک اخذ چنین تصمیماتی را مشخص کند. چرا یکباره فردی از فرش به عرش می آید و به یکباره تر از عرش به فرش. چرا مدیر کل دیروز و محبوب گذشته، در چشم به هم زدنی تبدیل به یک کارمند بازنشسته و مغضوب کنونی می گردد.
در اثبات وظیفه ی پاسخگویی رئیس قوه همین بس که حتی رهبری - به رغم اینکه جایگاه رهبری با جایگاه ریاست قوه قضاییه به هیچ وجه قابل قیاس نیست - هم در جلسات پرسش و پاسخ بخصوص با جوانان حضور می یابد و به سؤالات آنان پاسخ می دهد. چطور است که جناب هاشمی شاهرودی در طول این قریب 9 سال یکبار هم حضور در جمع جوانان و دانشویان را وظیفه ی خود ندانسته و در هیج گفتگوی دو طرفه ای حاضر به دفاع از عملکرد خود نشده؟
مطمئنا اگر پاسخ روشنی از سوی مقامات دستگاه قضایی به این قبیل سوالات داده نشود گذشت زمان قضاوتی تلخ را در مورد آنها رغم خواهد زد.
یادمان باشد پیام آفتاب
دست نا اهلان نیفتد انقلاب
والسلام
باسمه تعالی
سلام آقای قاضی القضات و سلام آقای وکیل الرعایا؛
هم اکنون که حدود 7 سال از صدور فرمان هشت ماده ای رهبر معظم انقلاب می گذرد، پیامی که در آن به ضرورت مبارزه با مفاسد اقتصادی ،خطرات جدی نگرفتن این مبارزه، مزایا و تبعات منطقی این فرایند و نحوه ی این مبارزه تشریح شده بود.
پیامی که حاصل سالها پیگیری رهبری در امر اصلاح فساد اداری-مالی دستگاه های دولتی و دغدغه مندی انسانهای آزاداندیش،خداترس و عدالت خواه بود.
پیامی که به حق خواسته های اصلی و به عبارتی بهتر،اصل خواسته های مردم بود.
مجدداً و مکرراً ازشما می پرسیم و خواهیم پرسید:حضرات چه کرده اید؟
چند مُفسد شناسایی،دستگیر،محکوم و حکمشان اجرا شد؟
گلوگاه ها و منافذی که سبب بروز فساد می شود را ریشه یابی کردید؟
ممکن است پاسختان ارجاع ما به اخبار مفاسد و مفسدین اقتصادی درج شده در سایت ها باشد.
این کار را کرده ایم. ولی باور بفرمایید مُفسد و مَفسده ای که منظور رهبری بود آقای حسن - م با اتهام خارج کردن هفت میلیون لیتر نفت گاز از شبکه ، نیست.چون در اینصورت امر مبارزه دیگر یک امر حیاتی نیست که نبود آن موجب از بین رفتن حیات جامعه شود.
مگر رهبری نفرمودند که:در امر مبارزه با فساد نباید هیچ تبعیضی دیده شود.هیچ شخص یانهادی نمی تواند با عذر انتساب به این جانب یا دیگر مسؤلان کشور خود را از حساب کشی معاف بشمارد. پس بفرمایید چرا سرنوشت پرونده ی المکاسب در مشهد این چنین شد.چرا کسی اعلام نمی کند که ماجرای پرونده املاک ستاد اجرایی فرمان امام رحمةالله علیه که مربوط به چپاول ملیاردها تومان از حق ملت است به کجا رسیده؟ چرا کسی نمی گوید در این پرونده جمع کثیری از مسئولان ارشد نظام چه راستی و چه چپی چه سنتی و چه مدرن،دخیل و متهم هستند.
ماجرای آن دو اسمی که رئیس جمهور اعلام کردند به کجا رسید؟اگر حرف ایشان درست بود پس بفرمائید با این دو مُفسد چه کرده اید و اگر حرف رئیس جمهور درست نبود چرا مطلب را روشن نمی کنید؟مگر رهبری به شما دستور نداده اند که : خبررسانی و اطلاع رسانی باید انجام شود باید افکار عمومی را مطلع کرد و اطلاع رسانی سریع و درست انجام داد.پس چرا فضا را روشن نمی کنید؟
اگر مبارزه می کنید ؛ توضیح دهید واگر مبارزه نمی کنید یا تسامح می کنید بدانید که به فرموده ی رهبری تسامح در مبارزه ی با فساد، به نوعی همدستی با فاسدان و مفسدان است.
و اما شما آقای وکیل الرعایا ؛
شما چه کرده اید؟آن همه سروصدا و جنجالی که طی دو سه سال گذشته برپا کردید چه شد؟آن شعار های تبلیغاتی و راهبردهای سیاسی به کجا رسید؟آثار و برکات مبارزه تان چه بود؟
از شما باید پرسید چرا با این امر مهم و حیاتی اینچنین سطحی و شعارگونه برخورد کردید؟مگر رهبری نفرمودندکه:با این امر مهم و حیاتی نباید به گونه ای شعاری و تبلیغاتی و تظاهر گونه رفتار شود به جای تبلیغات باید آثار و برکات عمل مشهود گردد.نتیجه و برکت سروصدای شما چه بود؟مگر نه این بود که سبب شد از طرفی جنبش دانشجویی به زعم اینکه خود رئیس جمهور شخصاً پیگیر است و کارها درست می شود،فروکش کند و از طرفی دیگر با به سرانجام نرسیدن شعارهایتان مُفسدین احساس قدرت بیشتری کردند؟ چرا نحوه ی انعقاد قراردادهای کلان ملی به خصوص قراردادهای نفتی،نحوه ی واگذاری پیمانکاری، پورسانتهای مشروع و نامشروع را اعلام و شفاف نمی کنید.و صرفاً به همین اندازه که وزیر عوض کنید و فساد را گردن این و آن بیندازید اکتفا کردید ؟اگر توان مقابله با مافیای نفتی را ندارید مردم را در جریان بگذارید تا همه تکلیف خودشان را بدانند.
امید داریم که این فریادها ثمر دهد
ادامه دارد . . .
مقدمه:سردار صفوی در دانشگاه امام صادق علیه السلام درس جغرافیای سیاسی تدریس می کند.
دو کلمه حرف حساب
گفته مي شود که سردار صفوي مي خواهد شاگردان کلاس جغرافياي سياسي شان را بصورت رايگان و در قالب يک اردوي علمي به استان بوشهر ببرد.موضوعي که شايسته است قدري اطراف آن تأمل شود اين است که اين اردو، هوايي و بصورت کاملا رايگان است. نگارنده ي اين سطور در صدد نيست تا با پيش داوري، شخص يا اشخاصي را متهم يا محکوم کند بلکه تنها در پي اين است که ابعاد اين اتفاق را روشن کند.
جاي سوال دارد که از جناب آقاي صفوي بپرسيم که به چه علت رئيس شرکت هواپيمايي ماهان اينقدر به شما علاقه دارد که حاضر شده اين تعداد بليط هواپيما بدون دريافت هيچ وجهي در اختيار شما قرار دهد؟آيا ايشان به تمام دوستان صميمي خود بدون در نظر گرفتن جايگاه اجتماعي شان چنين لطفي مي کند؟اگر رئيس ماهان در ازاي اعتبار شما چنين محبتي کرده آيا در آينده از شما توقع ندارد که از اعتبارتان براي او خرج کنيد؟
نکته ي ديگر اينکه آيا جناب آقاي صفوي در مورد ديگر کساني که با ايشان در ارتباط هستند مانند بسيجيان ، جانبازان و ... نيز اين چنين از اعتبارشان خرج مي کنند؟
روي ديگر سخنم با دانشجويان امام صادقي رشته ي سياسي است.مسلما بسياري از دانشجويان دانشگاه امام صادق عليه السلام آن فضاي منوّر از عدالتخواهي سالهاي 80 تا 84 را به ياد دارند.چه شده دانشجوياني که سنگ عدالتخواهي ، وفاداري به آرمانهاي انقلاب، انزجار از رانت و رانت خواري، اعتراض به هر نوع استفاده از مقام و جايگاه حکومتي مسئولين و ... را به سينه مي زدند،حال اينگونه منفعل و بي تفاوت از کنار اين ماجرا عبور مي کنند.دردناکتر اينکه برخي از دانشجويان، نسبت به اين سفر صريحا اظهار طوع و رغبت مي کنند و برخي ناکامان ديگر مي گويند اي کاش من هم مي رفتم.
بنده در پي اين نيستم که اين حرکت را خلاف شرع جلوه دهم ولي قدر متيقن آن مخالف روحيه ي آرمانخواهانه و عدالتجويانه دانشجويي است.نازلترين برداشت ممکن از اين واقعه ترجمان حسنات الابرار سيئات المقربين است.باور بفرماييد تمام کساني که در اين نظام به نوعي از امتيازات رفاهي استفاده مي کنند توجيهات شرعي آن را تدارک ديده اند اما ملاحظه مي کنيد که چقدر اين رفتارشان مذموم و آسيب زننده به انقلاب است.
از تمامي اينها هم که بگذريم باز هم در مقابل تک تک مردم ايران مسئوليم. مردمي که در چنين شرايط سخت معيشتي از حداقل امکانات محرومند.در حاليکه عده اي از دانشجوياني که قرار است آرمانها را محقق کنند در سفري ....
قدري بينديشيم
پ ن:
اينها را نوشتم که در مقابل آيندگان و ديگر آرمانخواهان شرمنده نباشيم
حقير از درک تنعمات دنيوي محروم نيست که به خاطر عدم دسترسي به گوشت حرف از متعفن بودن آن بزند.
بسم الله الرحمن الرحیم
آندسته از عزیزانی که درخواست مشاوره یا راهنمایی حقوقی و قضایی را دارند،می توانند با طرح مشکل خود در قسمت نظرات ،پاسخ خود را دریافت کنند.امیدوارم بتوانم از این طریق خدمتی کرده باشم.
البته با توجه به اینکه اقبال به تماس تلفنی بیشتر است ،از این طریق هم می توانید مساله ی خود را با حقیر مطرح کنید.
۰۹۱۲۱۸۳۴۵۶۴
فقط روزهای زوج ساعت ۷ الی ۸ صبح و یا روزهای فرد ساعت ۱۹ الی ۲۰
یا حق
باسمه تعالی
شرکت کوکا کولا
زمینه فعالیت:نوشیدنی
نشان های وابسته:کوکاکولا،فانتا،داسانی،اسپرایت،شوئپس،کانادادرای
مخالفت صریح شرکت کوکاکولا با تحریم اسرائیل از سوی هیأت اقتصادی اسرائیل مورد تشویق قرار گرفت.
کوکاکولا در برابر دریافت 55 میلیارد تومان معافیت مالیاتی ،یک مجتمع تولیدی در زمین های یک روستای فلسطینی ساخته است.
این شرکت میزبان و پشتیبان مالی اتاق بازرگانی اسرائیل و آمریکا در سال 1380 نیز بود.
استفاده از مواد سمی و مضر برای کودکانن در کشورهای جهان سوم و به کارگیری گروه های شبه نظامی برای برخورد با کارگران معترض در کشورهای آمریکای جنوبی ،موجب شده که محصولات این شرکت از سوی برخی از نهادهای مدنی جهانی تحریم شود.
متاسفانه شرکت خوشگوار مشهد ،با پرداخت سالانه بیش از یک و نیم میلیارد تومان به یکی از شعبه های کوکاکولا ، محصولات این شرکت را تولید و توزیع می کند.(مسئولان شرکت خوشگوار با تحریم کوکاکولا مخالفت کرده اند.)
بسم الله الرحمن الرحيم
« قوه قضائيه نبض دستگاه اداري و وضعيت عمومي کشور است؛ سلامت و استحکام، قاطعيت و انصاف، دلسوزي و پشتکار، و بالاخره آمادگي و التزام اين دستگاه، نشان دهنده و مستلزم وجود سلامت و امنيت و عدل و داد و حسن جريان امور در کشور و در دستگاه هاي اجرايي است و به عکس، ضعف و فساد و اختلال و کم کاري و بي نظمي در اين دستگاه، خبر دهنده از وجود فساد و ناامني و بي عدالتي در جامعه است و اين بدان جهت است که سلامت دستگاه قضا، همه دستگاه هاي دولتي و مردمي را به سلامت سوق مي دهد و بيماري و ناتواني آن، راه را بر فساد عمومي باز مي گذارد .»
مقام معظم رهبري
رياست محترم قوه قضائيه، آيت الله هاشمي شاهرودي
تاريخ، عيار صحت گفتارهاست و زمان، ترازوي استقامت مردان. اکنون که اواخر دو دوره رياست شما بر دستگاه قضاي جمهوري اسلامي فرا رسيده کليت عملکرد دستگاه قضا به ويژه در مبارزه با مفاسد – چه از نوع اقتصادي، چه از جنس امنيتي و چه مفاسد اجتماعي- چندان در راستای اهداف امام و انقلاب پیش روی نمی کند.
اما سواي عملکرد سوء مجموعه تحت مديريت شما، آنچه فضاي فکري جنبش دانشجويي مسلمان را تحت تاثير قرار داده علت اين عملکرد مي باشد. چه، بازخواني ديدگاه هاي جنابعالي و منويات رهبري معظم انقلاب تعارضي آشکار و اختلافي بنيادين را برملا مي سازد و عملکرد ناصواب قوه قضائيه در پرونده هاي مختلف را شاخه هاي درختي ريشه دار در تفکري اشتباه مي نمايد.
جناب آقاي شاهرودي
شايد امروز براي نماياندن اين تعارض کمي دير باشد، اما ثبت در تاريخ و نمايش ناکارآمدي جنس اين تفکر- که فرسنگ ها از سرزمين انقلابي گري به دور است- حداقل فايده متصور براي اين بيانيه است.
جنابعالي بارها و بارها تاکيد کرده ايد که مبارزه با اموري چون "اختلاس"، "ارتشا"، "سوء استفاده ها" و به طور کلي اموري از اين قبيل فساد اصغر بوده و در جايي آنها را مصالح کم اهميت دانسته ايد و در مقابل، " خروج سرمايه و ساير عوامل توليد"، " ايجاد دلهره در دل مولدان اقتصادي و سرمايه گذاران داخلي" و... را فساد اکبر ناميده ايد:
«مفاسد اقتصادي بحث قضائي نيست که متاسفانه برخي آقايان آن را بحث قضايي کرده اند.» (خبرگزاري فارس،24/8/80)
« از ديد اقتصاد کلان، اختلاس و ارتشا و از اين قبيل، هر قدر هم گسترده باشد يک فساد عمومي وجرم و بزه است، اما فساد اقتصادي به شمار نمي رود ؛ زيرا به هر حال مالي از چرخه مالي و اقتصادي کشور خارج نشده و صرفاً مالکيت آن به ناحق متغير گشته است ... فساد اقتصادي در اقتصاد کلان و نه آنچه در ذهن هاي امروز ما مرسوم گشته است به خروج سرمايه و ساير عوامل توليد و رونق اقتصادي از کشور و در نتيجه رکود و عقب ماندگي اقتصادي تاويل مي گردد. » (خانه ملت، 20/8/84)
اين در حالي است که دست بر قضا مقام معظم رهبري اموري چون فسادهاي مالي و ارتشا را مهمترين اولويت هاي دستگاه قضائي مقرر فرموده اند:
« سياستگزاران دستگاه قضايي بايد موارد را الاهم في الاهم کنند... مورد اهم، همين مسئله فساد هاي مالي و اخلاقي و ارتشا و تزوير و امثال اينهاست. اينها چيزهايي است که به خصوص از مردم سلب امنيت مي کند و واقعاً در رتبه هاي بالايي قرار مي گيرد. »
جنابعالي همچنين در سخنراني شگفت انگيز خود در مجلس شوراي اسلامي در راستاي همين تفکر گفته ايد:
« تمام تلاش دنيا ايجاد جاذبه براي سرمايه گذاران است و چون حساسيت اين مسئله را مي دانند، مصالح مهم را فداي مصالح کم اهميت نمي نمايند . (10/8/84)
«اندک سرمايه گذاراني که عليرغم مقررات دست و پا گير و خلق الساعه و نابساماني و رقابت هاي بخش دولتي، قصد دارند کار انجام دهند، با شنيده شدن صداي برخورد و از ترس راکد شدن سرمايه، عطاي آن را به لقايش مي بخشند.» ( سايت خانه ملت، 10/8/84)
در اين مورد نيز رهبر انقلاب در موارد متعدد چه در سخنراني ها و چه در پيام هاي خود تاکيد فرموده اند که مبارزه با فساد نه تنها هرگز باعث ناامني و گريز سرمايه نمي شود بلکه به عکس امنيت سرمايه را نيز به دنبال مي آورد:
« وقتي که ما مي گوئيم که بايد با طبقه ي بهره مندان از پولهاي حرام مقابله بشود، فوراً يک عده نگران مي شوند که امنيت سرمايه گذاري به خطر افتاد! نه، امنيت سرمايه گزاري و امنيت تلاش اقتصادي به خطر نمي افتد. اين کمک آن سرمايه گذاريهاست. دستگاه قضايي، دستگاه قانون گذاري، و دستگاه هاي گوناگون کشور با متخلف برخورد مي کنند، نه با غير متخلف. کسي که متخلف نيست چرا بترسد. کسي که متخلف است و مي ترسد، بگذار بترسد و احساس ناامني کند. در نظام اسلامي، آدم گناهکار بايد احساس ناامني کند... در نظام اسلامي متخلف و گناهکار و متخطي –هرکه هست –بايد احساس نگراني کند و بداند که پنجه عدالت دير يا زود گريبان او را خواهد چسبيد.» (مقام معظم رهبري 25/4/76)
« بعضي گفتند شما که راجع به عدالت حرف مي زنيد، امنيت اقتصادي از بين مي رود. اگر عدالت باشد، امنيت اقتصادي بيشتر است. دزدها وچپاولگرها هستند که از بي عدالتي سود مي برند؛ انساني که مي خواهد سرمايه گذاري کند و طبق قانون سود ببرد، او از عدالت خوشش مي آيد؛ عدالت پشتوانه و پشتيبان اوست.» (مقام معظم رهبري 7/4/77)
« مبارزه با فساد، وسيله اي براي احساس امنيت و اطمينان سرمايه گذار سالم است»
(مقام معظم رهبري 10/4/80 )
« اگر دست مفسدان و سوء استفاده کنندگان ازامکانات حکومتي، قطع نشود و اگر امتياز طلبان و زياده خواهان پرمدعا و انحصار جو ،طرد نشوند، سرمايه گذار و توليد کننده و اشتغال طلب، همه احساس ناامني ونوميدي خواهند کرد وکساني از آنان به استفاده از راههاي نا مشروع و غير قانوني تشويق خواهند شد.» (مقام معظم رهبري 10/2/80)
اوج اين تضاد در پيام هشت ماده اي رهبر معظم به سران سه قوه تجلي يافت که اتفاقا يکي از مخاطبين اصلي آن جنابعالي بوده ايد:
« به اشخاصي که تصور مي کنند مبارزه با مفسدان و سوء استفاده کنندگان از ثروتهاي ملي، موجب نا امني اقتصادي و فرار سرمايه هاست، تفهيم کنيد که به عکس اين مبارزه موجب امنيت فضاي اقتصادي و اطمينان کساني است که مي خواهند فعاليت سالم اقتصادي داشته باشند.»
و حتي رهبري يکي از اولويت هاي امير مومنان را نيز مبارزه با همان مفاسدي دانسته اند که جنابعالي مصالح کم اهميت خوانده ايد:
«از جمله اولين خطوط برنامه اميرالمومنين، مبارزه با مفاسد اقتصادي و گرايش به سمت بي بند و باري در امور مالي و مسائل بيت المال بوده است.» (مقام معظم رهبري 12/12/80)
از منظر رهبر انقلاب« يکي از چيزهايي که ملت هاي گذشته و امت هاي سلف را مورد انتقام الهي قرار داده است –طبق روايت از معصوم (ع)-اين است که گاهي چيزهاي بزرگ را نديده گرفتند و جرائم کوچک به نظرشان بزرگ آمد. » (مقام معظم رهبري 5/4/81)
به راستي جنابعالي نگران چه هستيد؟ ترس هر دانشجوی مسلمانی آن است که اطلاعات غلط و جهت داري که بعضا از طرق مشخص به جنابعالي مي رسد بر تحليل ها و سخنراني هاي شما تاثير مستقيم گذاشته و شما را از وظيفه اصلي خود به عنوان رئيس دستگاه قضاي جمهوري اسلامي در مبارزه با مفسدين بازدارد.
پيش از اين از حاکميت فن سالاران بر دستگاه هاي اقتصادي کشور و نتايج تفکر تکنوکرات بر زندگي مردمان متاسف بوديم و امروز بيش از آنکه از نفوذ اين تفکر در دستگاه قضا آن هم در بالاترين سطوح متاسف باشيم، شگفت زده ايم!
« برفرض که رشد کشور بالا آمد و درآمد سرانه کشور، دوبرابر و سه برابر شد، اما عدالت در جامعه نبود؛ يعني عمده اين درآمد به بخش محدودي رسيد و بخش عظيمي از مردم محروم و گرسنه ماندند. اين تکليفي نيست که ما برعهده داريم؛ تکليف ما اين است که عدالت را در جامعه مستقر کنيم و اين هم جز با مبارزه با فساد و افزون طلبي انسانهاي مفت خور و سوء استفاده کن امکانپذير نيست. (مقام معظم رهبري 5/6/82)
شايد قاطعيت مبارزه با مفاسد در قوه قضائيه نيست؟ که «مبارزه با فساد يک حرکت و رفتار علوي است و قاطعيت علوي را لازم دارد.» (مقام معظم رهبري 12/12/80)
جنابعالي در سخنراني در جمع نمايندگان مجلس با تشبيه سيستم اقتصادي کشور به بيماري نحيف، مبارزه با مفاسد را "سخت گيري" خوانده و آن را "باري اضافه بر ساير مشکلات مسير رونق اقتصادي" خوانده ايد. ( 10/8/84)
و در جاي ديگري از سخنراني تان فرموده ايد:
«درميان همان معدود مديراني که بعضاً متهم به تخلف هستند ممکن است کساني باشند که کشور براي آنها هزينه زيادي کرده است و از توانائيهاي بالايي برخوردارند و کارهاي مثبت هم انجام داده اند که بايد از آنها در جاي خود استفاده شود و نبايد آنها را فراري داد .» (سخنراني در مجلس شوراي اسلامي، 10/8/84)
کلام آخر:
نگذارید زمانی برسد که سر زبان ها رایج شود و مردمان به نظم بگویند:
من براه خود ندیدم چاه را تو بدیدی کج نکردی راه را
میزدی خود پشت پا بر راستی راستی از دیگران میخواستی
دیگر ای گندم نمای جو فروش با ردای عجب عیب خود مپوش
چیره دستان میربایند آنچه هست میبرند آنگه ز دزد کاه دست
در دل ما حرص آلایش فزود نیت پاکان چرا آلوده بود
دزد اگر شب گرم یغما کردنست دزدی حکام روز روشن است
حاجت ار ما را زراه راست برد دیو قاضی را به هر جا خواست برد
والسلام علي من اتبع الهدي
